خیس شعر
نیمه ای سبز و نیم دیگر سرخ
سیب قلبی که در تو و در من
روح تنها و جسم زندانی
حجم داغی میان پیراهن
آسمانی که نیمه خورشید است
نیم دیگر تمام بارانی
روی هر شعر می چکد انگار
نقطه های سیاه زندانی
لحظه ام را نشسته عطر حضور
که تو در واژه زار پنهانی
مثل خاکی که می خورد باران
خیس شعر توام ؛ نمی دانی
+ نوشته شده در ساعت توسط عباس کریمی
|