بغض
برای دنیا عزتیان که کوچه باغ سکوتش از گل شعر لبریز است
بغض
چه قدر كشته ميشود دلم، ببين چه بيگناه
چه قدر مثل خستهام، شبيه روي شب سياه
تو چند كشته ميدهي براي حفظ يك غزل
همين كه لشكر عطش هجوم ميبرد به آه؟
هجوم پيش و هم ز پس، سپس؛ به چادر نفس
هوا كه حبس ميشود؛ تويي و بغض راهراه
هميشه چكه ميكند از آسمان خيس شب
كه باز تيره ماندهايم و ابر بسته راه ماه
كجاست كاروان خندهات توقفي كند
كنار بغض يوسفم كه مانده در گلوي چاه
به عشق سر رسيدن سوار نور شعر تو
هزار طاق نصرت دل است ابتداي راه
+ نوشته شده در ساعت توسط عباس کریمی
|